۱۳۹۲ شهریور ۲۳, شنبه

شکاف توسعه در ایران

ایران سالیان درازی است که در مسیر توسعه قرار دارد اما وضعیت شاخص‎های اقتصادی نشان می‎دهد که علیرغم برنامهریزی و تاکید نهادهای حکومتی بر توسعه، ایران همچنان یک کشور در حال توسعه با سرعتی اندک و شکاف میان مناطق توسعه یافته و توسعه نیافته است. مرکز شفافیت بین‎الملل ایران را در شمار 10 اقتصاد بسته دنیا قرار داده است. همچنین رتبه ایران در شاخص فساد مالی 133 و فضای کسب و کار 145 گزارش شده است. رتبه ایران در شاخص شکوفایی 97 است، رتبه چهارم تورم جهان را در اختیار دارد و بیست و یکمین کشور جهان در بیکاری به شمار می‎آید.
رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی گفته است: «بر اساس شاخصهای بین‎المللی رتبه ایران در کیفیت زندگی‎ 62 رتبه تنزل یافته و در جایگاه 150 جهان قرار گرفته است.» بر اساس برآورد مرکز پژوهش‎های مجلس ایران به لحاظ رشد اقتصادی 164 امین کشور دنیا است و از نظر نابرابری توزیع درآمدها در میان کشورهای منطقه رتبه یازدهم و در جهان رتبه 64‎ام را در اختیار دارد. همچنین ایران به لحاظ سرانه تولید ناخالص داخلی در رتبه 77 جهان قرار دارد و از نظر کیفیت زندگی در رتبه 150 ایستاده است.
در چنین شرایطی برآورد نهادهای بین‎المللی و مرکز پژوهش‎های مجلس بیان‎گر رشد منفی اقتصادی ایران برای امسال است. مرکز پژوهش‎های مجلس برآورد کرده است که رشد اقتصادی ایران در سال‎جاری به منفی 36 صدم درصد برسد.
سهم استان‎ها در تولید ناخالص داخلی
بیشترین سهم تولید ناخالص داخلی در میان استان‎های ایران به پایتخت اختصاص دارد. تهران به تنهایی یک‎چهارم تولید ناخالص داخلی را در اختیار دارد. بر اساس گزارش‎های مرکز آمار ایران، تهران نزدیک به 114 هزار میلیارد تومان از تولید ناخالص داخلی ایران را در اختیار دارد و پس از آن استان‎های خوزستان،اصفهان و خراسان رضوی به ترتیب با 46 هزار، 23.8 هزار میلیارد و 20 هزار میلیارد تومان قرار دارند.
استان‎های فارس، مازندران، آذربایجان شرقی و کرمان دیگر استان‎های ایران به شمار می‏آیند که بیش از یک‎ درصد در تولید ناخالص داخلی سهم دارند. در انتهای جدول نیز استان خراسان شمالی با 2.6 هزار میلیارد تومان قرار دارد و قبل از آن استان‎های چهارمحال و بختیاری، خراسان جنوبی، سمنان و زنجان به ترتیب با 2.7 هزار میلیارد، 2.9 هزار میلیارد، 3.3 هزار میلیارد و 3.5 هزار میلیارد تومان کمترین سه در تولید ناخالص داخلی را دارند.(1)
نزدیک به سی هزار میلیارد تومان از تولید ناخالص داخلی استان خوزستان به نفت اختصاص دارد و چنان‎چه تولیدات نفتی از مجموع تولید این استان کسر شود آن‎گاه این استان به رتبه پنجم تولید ناخالص داخلی کشور سقوط می‎کند. بوشهر دیگر استان نفت خیز به شمار می‎آید که دو هزار میلیارد تومان از تولید ناخالص داخلی آن به نفت اختصاص دارد و با کسر درآمدهای نفتی از رتبه نهم به رتبه چهاردهم تنزل می‎یابد. کهکیلویه و بویراحمد نیز چنین وضعیتی دارد و دو هزار میلیارد تومان از تولید ناخالص داخلی آن به منابع نفتی اختصاص دارد و بدون تولیدات نفتی از رتبه دوازدهم به رتبه شانزدهم سقوط می‎کند.
رتبه نخست سرانه تولید ناخالص داخلی از آن استان کهکیلویه و بویر احمد است و پس از آن استان‎های خوزستان، بوشهر، تهران و ایلام قرار دارند. سیستان و بلوچستان، لرستان، کردستان، آذربایجان غربی و گلستان نیز پنج استانی هستند که کمترین سرانه تولید ناخالص داخلی را دارند.
شکاف عمیق توسعه یافته و توسعه نیافته
برنامه پنجم توسعه ایران بر«توزيع عادلانه مازاد درآمد استاني جهت تعادل بخشي و ارتقاي شاخص هاي توسعه يافتگي بين استان ها»، «توزيع منابع عمومي و يارانه سود تسهيلات با رويکرد استفاده متوازن از امکانات کشور و توزيع عادلانه و رفع تبعيض و ارتقاي سطح مناطق کمتر توسعه يافته و تحقق پيشرفت و عدالت»، «موظف شدن دولت به توزيع منابع صندوق توسعه ملي بين بخش ها و استانهای کشور به منظور حصول توسعه متوازن» و «کاهش عدم تعادل منطقهای» تاکید کرده است.
با این حال مقایسه شاخص‎های اقتصادی و اجتماعی نشان‎گر شکاف و عدم تعادل میان مناطق توسعه یافته و توسعه نیافته است. آن‎گونه که در جدول شماره یک پیدا ست، استان کهکیلویه و بویراحمد علیرغم این که بیشترین سرانه تولید ناخالص داخلی را دارد، در رتبه دوازدهمین استان دارای جمعیت بیکار قرار گرفته و از نظر شاخص کیفیت زندگی بیست و هفتمین استان کشور است.
بر اساس یافته‎های یک پژوهش در باره سنجش کیفیت زندگی در مناطق مختلف ایران، اصفهان در رتبه نخست قرار دارد و یزد، فارس، تهران و هرمزگان دیگر استان‎های دارای شاخص کیفیت بالا برای زندگی هستند. در انتهای جدول نیز ایلام قرار دارد و پیش از آن هم لرستان، کردستان، کهکیلویه و بویراحمد و چهار‎محال و بختیاری دیگر استان‎های با شاخص کیفت زندگی پائین قرار دارند.(2)
لرستان و ایلام دو استان نخست کشور به لحاظ نرخ بیکاری هستند. این در حالی است که استان ایلام رتبه پنجم سرانه تولید ناخالص داخلی را دارد. کرمانشاه، کردستان و گیلان دیگر نیز دیگر استان‎های با نرخ بیکاری بالا به شمار می‎آیند. خراسان جنوبی، کرمان، خراسان رضوی، قم و مرکزی به ترتیب کمترین جمعیت بیکار را دارند. همان‎گونه که در جدول شماره یک پیداست، لرستان و کردستان در تمام شاخص‎ها در رتبه‎های انتهایی قرار گرفته‎اند.
223 منطقه توسعه نیافته در ایران
بر اساس نتایج یک پژوهش از مجموعه شهرستان‎های ایران تنها 107 شهرستان در گروه مناطق توسعه یافته و نسبتا توسعه یافته قرار دارند و 223 شهرستان نیز در شمار مناطق کمتر توسعه یافته، نسبتا محروم و محروم قرار دارند.
این پژوهش نشان می‎دهد که تنها هشت شهرستان ایران در گروه مناطق توسعه یافته قرار دارد و 99 شهرستان نیز نسبتا توسعه یافته هستند. در حالی که 152 شهرستان کشور در حد متوسط توسعه یافته ارزیابی شده و 64 شهرستان نسبتا محروم و 13 شهرستان محروم در ایران وجود دارد.(3)
همچنین یافته‎های یک پژوهش دیگر نیز نشانگر آن است که پنج استان سیستان و بلوچستان، ایلام، چهارمحال و بختیاری، کهکیلویه و بویراحمد و قم در شمار استان‎های محروم ایران قرار دارند و 12 استان قزوین، زنجان، اردبیل، کردستان، کرمانشاه، لرستان، مرکزی، همدان، سمنان، گلستان، خراسان جنوبی و خراسان شمالی در ردیف مناطق کمتر توسعه یافته قرار دارند.
یزد، کرمان، هرمزگان، بوشهر، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و گلستان استان‎های نسبتا توسعه یافته ایران به شمار می‎آیند و تهران، مازندران، فارس، خوزستان، اصفهان و خراسان رضوی در شمار مناطق توسعه یافته قرار دارند.(4)
در چنین شرایطی دولت و مجلس در قانون بودجه امسال سهم استان‎ها را کاهش داده‎اند. به گونه‎ای که نمایندگان مجلس در باره عواقب اعتبارهای استانی هشدار داده و آن را خلاف سیاست‎های کلان حکومت و برنامه پنجم توسعه دانسته‎اند.
مرکز پژوهش‎های مجلس شورای اسلامی هم در بررسی قانون بودجه اعلام کرده است که سهم استانی بودجه نسبت به سال گذشته دو درصد کاهش یافته است. معاون برنامه‎ریزی استانداری آذربایجان شرقی نیز از کاهش 1200 میلیارد تومانی سهم استان‎ها در قانون بودجه خبر داده و گفته است: «اعتبارهای استانی هزینه پروژه‎های نیمه‎تمام را تامین نمی‎کند.»
 این در حالی است که مجلس شورای اسلامی سال گذشته در طرحی دولت را به تمرکز زدایی ملزم کرده است. بر اساس این طرح؛ «دولت موظف است در تدوین لایحه بودجه سالانه حداقل پنجاه درصد اعتبارات تملک دارایی های سرمایهای کشور را به صورت استانی منظور نماید به صورتی که تا اتمام برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران صددرصد اعتبارات تملک دارایی های سرمایه ای به استثنای اعتبارات مربوط به پروژه های ملی به صورت استانی توزیع گردد.»
1-      مرکز آمار ایران، جداول حساب‎های ملی، داده و ستانده استانی
2-      بررسی کیفیت زندگی شهری؛ مدلی برای سنجش و رتبه‎بندی استان‎های ایران با استفاده از تحلیل خوشه‎ای، احمد موذن و همکاران، مجله جامعه شناسی ایران، دوره سیزدهم شماره 3
3-      تحلیل فضایی محرومیت و نابرابری توسعه در شهرستان‎های ایران، رعنا شیخ بیگلو و همکاران مجله علمی، پژوهشی رفاه اجتماعی، سال دوازدهم، شماره 46

4-      تحلیلی بر پراکندگی شاخص‎های توسعه اقتصادی در استان‎های ایران، اصغر ضرابی و احمد شاهیوندی، مجله جغرافیا و برنامه‎ریزی محیطی، سال 21 شماره 2 
استان
نرخ بیکاری
رتبه بیکاری
کیفیت زندگی
رتبه کیفیت زندگی
سرانه تولید ناخالص
رتبه سرانه
آذربایجان شرقی
12.3
15
1.42
۹
36.53
14
آذربایجان غربی
15.7
7
-0.38
۱۹
27.54
27
اردبیل
16.3
6
0.82
۱۲
32.10
23
اصفهان
13.4
10
4.52
۱
48.83
10
ایلام
19.2
2
-3.58
۳۰
69.76
5
بوشهر
11.9
16
0.95
۱۱
93.38
3
تهران
10.1
23
3.12
۴
92.76
4
چهارمحال
11.1
20
-2.78
۲۶
30.35
25
خراسان جنوبی
7.7
30
0.55
۱۴
45.22
12
خراسان رضوی
8.3
28
1.70
۷
33.57
19
خراسان شمالی
13
11
-0.41
۲۰
30.77
24
خوزستان
13.8
9
1.11
۱۰
102.47
2
زنجان
11.6
18
-1.89
۲۳
35.16
17
سمنان
11.6
17
1.73
۶
52.97
7
سیستان و بلوچستان
12.7
12
-1.22
۲۱
15.85
30
فارس
13.9
8
3.16
۳
35.30
16
قزوین
12.6
13
0.03
۱۶
49.33
9
قم
8.7
27
0.01
۱۷
32.37
22
کردستان
18.8
4
-3.42
۲۸
26.42
28
کرمان
8.2
29
1.66
۸
35.03
18
کرمانشاه
18.9
3
-1.48
۲۲
32.61
21
کهکیلویه
12.3
14
-3.16
۲۷
123.58
1
گلستان
9.8
24
0.42
۱۵
29.11
26
گیلان
18.2
5
-2.06
۲۴
36.20
15
لرستان
20.4
1
-3.50
۲۹
26.09
29
مازندران
10.3
21
0.55
۱۳
46.11
11
مرکزی
9.5
26
-0.13
۱۸
54.11
6
هرمزگان
9.6
25
2.05
۵
43.24
13
همدان
10.3
22
-2.16
۲۵
33.11
20
یزد
11.1
19
3.85
۲
50.81
8

۱۳۹۲ شهریور ۸, جمعه

جعل هويت، جعل واقعيت

يكم - من كلا آدم پوست كلفتي هستم، سعي مي كنم تا آنجا كه جا دارد از آدم هاي ديگر به دل نگيرم. متهمم به اين كه خيلي خوش بينم به آدم ها - البته واقعيت اين است كه بودم- و معمولا وقتي مورد پرسش قرار مي گيرم در باره كسي از دوستان دور يا نزديك سعي مي كنم از جواب دادن فرار كنم. حالا اما در دو ماه گذشته چند باري كه در باره ديگري مورد سوال قرار گرفته ام خيلي صريح جواب داده ام. بي رحمانه هر آنچه را كه مي دانسته ام گفته ام. آنجايي هم كه بحث كار جمعي بوده و دعوت از فرد ديگري، بر خلاف گذشته رك حرفم را زده و مخالفت هم كرده ام.
دوم - همانقدر كه پوست كلفتم، همانقدر هم حساسم به يكسري رفتارها. نه اين كه خودم خيلي مرزهاي اخلاقي را رعايت مي كنم، از قضا در بسياري از امور قيدهاي اخلاقي را ندارم. اما يك سري رفتارها آزارم مي دهد، مثلا اگر كسي روايت متضاد داشته باشد، بخواهد سو استفاده كند، دروغ بگويد، منفعت طلب باشد، به اسم فعال سياسي و حقوق بشر بخواهد منفعت جويي كند و ... تاب تحملش را ندارم.
سوم - از دير باز هر چه سفرنامه و روايت از خلقيات ايرانيان مي خوانم دو ويژگي گويي در نگاه همگان پررنگ تر بوده است؛ يكي دروغ و ديگري زيست دو لايه و دو رويي كه شده است بخشي از زندگي روزمره اكثريت ما. مشكل آنجا ست كه اين دروغ گويي ها گاه با جعل واقعيت و هويت هم همراه مي شود. در اين دو سال كم نديدم از اين جعل واقعيت و هويت از طرف آدم ها.
آن قدر هم اين هويت ها را تكرار كرده اند كه خودشان هم باورشان شده كه همانند. مثلا يك بنده خدايي كه شما مي توانيد به هر اسمي بخوانيدش چند هزار دلاري داده بود به يكي از همين خيل بي شماران فعال سياسي و كنشگر مدني  كه همراه خودش برساندش امريكا. آقاي فعال هم بعد از سه ماه زندگي و گرفتن پول هاي خانم ايكس، أو را رها كرده بود. خانم ايكس هم فهميده بود كه راه ديگري هم هست براي رسيدن به سرزمين آرزوهايش و همان راه را در پيش گرفت. خانم ايكس تا مدت ها روايت مي كرد كه بازداشت شده و تهديد به تجاوز، از دانشگاه اخراج شده و پروانه وكالتش را باطل كرده اند. در زندان با اين ً و آن هم بند بوده و قبل از اعدام آخرين نفري بوده كه أو را ديده است.
حالا اصل داستان خانم ايكس چه بود و كدام شير حلال خورده اي اين داستان را براي أو ساخته و مداركش را مهيا كرده بود، بماند اما ايكس باورش شده بود ايني است كه روايت مي كند و نه آني كه واقعا بوده و هست.
چهارم - فكر مي كنم كه از يك جايي بايد راه اين روايت ها و هويت هاي جعلي را بست، راه دروغ گفتن را. از خودمان هم بايد شروع كنيم. ترك دروغ و ترك هويت جعلي دشوار است، اما بايد هويت جعلي و واقعي آدم ها را به رخشان كشيد و نگذاشت اين داستان و چرخه ادامه پيدا كند.
پنجم - من هر چقدر هم كه پوست كلفت باشم، زودرنجم در اين حوزه. اين ها را نوشتم تا برسد به دست دوستي كه  من را معرف معرفي كرده بود در چند جايي و بي اطلاع از خودم. من واقعيت را گفتم و حالا وجدانم آرام گرفته است، البته كمي.

۱۳۹۲ شهریور ۷, پنجشنبه

دانشگاه محمود يا آموزش سيستماتيك فساد دولتي

محمود احمدي نژاد دانشگاهش را با دزدي از خزانه كليد زده است. حالا فكر كنيد اين دانشگاه كه با دزدي در روز روشن شروع به كار كرده، قرار است به دانش آموختگانش چه ياد بدهد؟
جاي مرحوم كردان خالي است كه رياست و يا حداقل معاونت آموزشي اين دانشگاه را بر عهده بگيرد اما هستند در اطراف احمدي نژاد ديگراني از جنس كردان كه مسووليت آموزش يك نسل شبيه احمدي نژاد را عهده دار شوند.
تصور كنيد در اين دانشگاه كه نام ايرانيان را هم يدك مي كشد محمدرضا رحيمي، محرابيان، مشايي، ملك زاده، بقايي، محصولي، سقاي بي ريا و .... تدريس كنند.
آن وقت چه نخبگاني تربيت مي شوند، نخبگاني كه حتما شيوه هاي در چشم همگان نگاه كردن و دروغ گفتن، خالي كردن خزانه، دزدي و اختلاس، راه هاي ارتباط با عالم غيب، پرونده سازي و ديگر امور مرتبط با آن را ياد مي گيرند و حتما هم براي كسب قدرت تلاش مي كنند.
آن طور كه محمود احمدي نژاد گفته اين دانشگاه بين المللي است و دانشجوي خارجي هم مي گيرد. اين دانشجويان خارجي هم بعد از درس خواندن تصميم به بازگشت به كشور شان مي گيرند و فرهنگ ايراني در دانشگاه فاسد ترين تيم دولتي بعد از انقلاب را هم سوغات مي برند.
خدا بخير كند، كمي اين تصاوير را در ذهن تان مجسم كنيد تا ايمان بياوريد به اين كه دار و دسته دزدها و بي اخلاق ها صلاحيت تاسيس دانشگاه ندارند.
اصلا هم ربطي به آزادي و اين حرف ها ندارد، مگر جمهوري اسلامي اين همه شهروندان را به بهانه دزدي هاي اندك، بازداشت و مجازات نكرده است؟ مگر دزدها اجازه تربيت نيرو دارند؟ اين همه باند سرقت را متلاشي مي كنند تا امنيت جامعه تضمين شود، آن وقت يك تيم دزد دولتي با پول دزدي از خزانه عمومي و اين همه شاهكار فساد مالي قرار است دانشگاه بزنند. خنده دار كه نه گريه آور و زجرآور است اين حق ويژه. 

۱۳۹۲ مرداد ۳۱, پنجشنبه

بسیار سفر باید تا سوخت

 من تمام شدم و شاید هم شروع. بی درس و دانشگاه فکر می‎کنم چند سالی بزرگ‎تر شدم، بیشتر از دو سال حتی. راست گفته بود که در سفر، پخته می‎شود آدم و گاه هم می‎سوزد. همه هستی‎ای و داشته‎اش.
من هم سوختم، دروغ چرا، هزار تکه شدم و هر تکه راهی به جایی و خودم هم جای مانده در هزار جا. قطعه‎ای در زادگاهم و رودخانه‎ای که همیشه داستان ماهی سیاه کوچولو را به یادم می‎آورد، قطعه‎ای در لابه‎لای محله‎های قدیمی شهری که هم دوستش داشتم و هم چند سالی بود که گریزان می‎شدم از آن. شهری سقفش همه کوتاه و به قول شاعر شهر، چشمه‎ای که خشکیده است. نیمی بی گمان در آفتاب سوزان قشم و مردمان مهربانش که یک سال همه ترس و اضطراب را خوب برایم ساختند، نیمی در جنگل‎ها و هوای گرگ و میش شمال ایران. از کلاردشت تا رودسر و آن هوای مه آلود و بارانی‎ش که جان و تن را با هم خراش می‎داد.
من و چمدان‎هایی که جا مانده‎اند حکایت‎ها داریم با هم در نیمه‎های شب و هر گاه که دل می‎گیرد و می‎خواهد راهی پیدا کند برای آرام شدن.
نیمی هم در ترکیه سرزمینی که دوستش دارم، نمادی است از رشد و توسعه در میانه آن همه حکایت تاریخی که داشته است و آنجا هم هزار تکه شدم و هر تکه به گوشه ای و حالا خودم هم مانده ام در جایی دیگر و شروعی تازه.
هزار بار که نه اما بارها وعده کرده ام که این جا را خوب داشته باشم، بنویسم، خط به خط از روزهایی که رفت و گذشت و روزهایی که در راه است و حسرت‎های مانده بر دل. از این‎که چطور در ترکیه همانجایی که بازهم هزار تکه شدم، بزرگتر شدم، بیشتر از دو سال و سوختم تا پختم.